تبليغاتX
- Vargha

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

یکشنبه سی و یکم خرداد 1388
چراغي روشن كن

تا از اين ظلمت سراي سرد

نقبي به ته مانده روشنايي بزنم

خفاشي كه آويزان از سقف است

زمين را واژگونه نمي بيند

اما من

از ژرفاي اين شب دم كرده

همه چيز را واژگونه مي بينم

و مثل آدم بلاتكليفي هستم كه

در چاه ويل زمان سرنگون شده است

چراغي روشن كن

شايد هنوز كورسويي نور باقي مانده باشد

اگر چه سايه ها ديگر

خيلي بالا آمده اند

و ماه دارد

روز را با سوزني بلند به تن شب مي دوزد .  

نيايش

چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388
به ايوان مي روم و انگشتانم را

بر پوست كشيده ي شب مي كشم

چراغ هاي رابطه تاريكند

چراغ هاي رابطه تاريكند

كسي مرا به آفتاب

معرفي نخواهد كرد

كسي مرا به ميهماني گنجشك ها نخواهد برد

 

پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388
 

مي روم خسته و افسرده و زار

 سوی منزگه ويرانه ی خويش

به خدا مي برم از شهر شما

دل شوريده و ديوانه ی خويش

مي برم تا كه در آن نقطه ی دور

شستشويش دهم از رنگ نگاه

شستشويش دهم از لكه ی عشق

زين همه خواهش بيجا و تباه

مي برم تا ز تو دورش سازم

زتو ، ای جلوه ی اميد محال

 مي برم زنده بگورش سازم

تا از اين پس نكند ياد وصال

 ناله مي لرزد ، می رقصد اشك

آه ، بگذار که بگريزم من

 ازتو ، اي چشمه ی جوشان گناه

شايد آن به كه بپرهيزم من ..

بخدا غنچه ی شادي بودم

دست عشق آمد و از شاخم چيد

شعله ی آه شدم ، صد افسوس

كه لبم باز بر آن لب نرسيد

عاقبت بند سفر پايم بست

مي روم ، خنده به لب ، خونين دل

مي روم از دل من دست بدار

اي اميد عبث بي حاصل


فروغ فرخزاد

نیایش

.